|
امیدوارم با این تحولی که قرار است در قلوب و چشمانمان رخ دهد دیگر به دنبال آن قلوب و چشمان بیمار به دنبال هر چه روان گذشته باز گشتی نداشته باشیم. گر چه بسیار سخت به نظر می رسد اما نا ممکن نیست! پس بیاییم با کمک جستن از آن زیبا رویانی که با چشمانی زیبا بین قلبهایشان را صاف نموده و شهادت را گزیدند توشه ی آخرتیشان . دست به دامان ائمه شویم و نباشیم جزء افسوس خورندگان سرای دیگر یا علی گوییم وعشق را آغاز نماییم. مدد ایشان هم قرین راهمان ان شاءالله دوست دارم بگریم اما نه چون ابر معروف در بهاران بلکه چون رودی از خون از دو دیده ی نا مبارک در پاییزانِ زندگی ، البته مُردگی نام شایسته تریست بر این تنفس بی درد ؛ تنفسی که باید درد مودت ائمه داشته باشد ولی گاه از محبت هم دریغ می ورزد ، درد مصائب وارده به اهل بیت داشته باشد و لی مصیبت ها ست است که می اندوزد برای آخرت خود ، درد ظهور حجت خدا را داشته باشد ولی حضورش این امر را گواه نیست. کجاست آن سنگ گرانی که سر را با دردش تسکین دهد ! تا کدامین وقت کَج روی ؟ سُستی تا به کِی ؟ آیا جز افسوس است سرانجام سستی ؟ چه افسوس ها که تا کنون نخورده ایم ، ولی چرا در این خوردنی سیری نا پذیریم ؟ چرا بسیار کم تشنگی دست می دهد و ما همین اندک را هم گاه پس میزنیم ؟ چرا سیراب نمی نوشیم از محبت اهل آن ؟ چرا پاسخ این چرا ها را با بی میلی جستجو می کنیم ؟ موتور های جستجو که فراوان خواسته هایمان را بر می آورند ! به امید لحظه ای که زان پس جز " ظهور حجت + مودت ائمه " را در قلوبمان نجوئیم .
روز یکی از روز های همین پاییز است و مکان فضایی متشکل از زنده ها... و مرده هایی که سنگ قبر آنان اطمینان از رفتنشان می دهد! و نوای قرآن و تابش آفتاب و نسیم پائیزی وریزش برگ وهجوم ابر و مه وآواز پرندگان ونجوای پیر مرد ها و فکری برای جمع آوری آنچه در اطراف می گذرد و جنبش شاخه های گیاهان وچک چک دانه های تسبیحی که در حال شماره کردن ذکر است و لبخند تصاویر شهدا و صخره هایی که در دور دست ها استواری را فریاد میزنند وتلاش بی وقفه ی مورچگان ظاهراً زیر پا و تردید بچه ای که شاید یکی از نوه ها یا نتیجه های مرحوم باشد برای رفتن در کنار بستگان داغدار و انتظار قاصدکی که در پی نسیمی به نام باد می لرزد و سبزی درختان که همچنان جاری بودن زندگی را القا می کنند و درخشش سقف منزلی که ظاهراً سخت بنیاد است و در آغوش پدر بزرگ رفتن یک کودک ، و در خلال چنین اموری همچنان صوت دلنشین ان شاءالله در همانجا ماندگار قرآن که : أفَلا تَذَکَّرون ؟ أفَلا تَذَکَّرون ؟ دهه فجر بر فجر آفرینان و آنان که همچنان در زنده نگه داشتن و حفظ این انقلاب کوششی دارند و از سلطه مجدد استعمار بیزارند گرامی باد. استقلال ، آزادی ، جمهوری اسلامی به نوعی هست ؛ ولی زیباترین قسم آنرا در ظهور یار انشاءالله به زودی درک کنیم.
تلنگری نغز: کسی که بر روی نردبان به سمت بام خانه پیش می رود به او خواهند گفت منتظر پشت بام خانه باش ؛ کمی تمرکز : آیا با ماندن در پله اول این حقیقت وجود ندارد که بام خانه پایین نخواهد آمد؟ ما چگونه منتظری هستیم؟ درگیری ونزاع در ابتدا و شاید تا انتها نازیبا باشد بلکه زشت ولی بنده ی آزاد در نوعی نزاع گاه چنان پشتیبان می شوم که به خود افتخار می کنم ولی متأسفانه گاه چنان سستی و ضعف در این طرفداری راه پیدا می کند که از هر چه خودم بیزار می شوم. نزاع بین اندرون سیاه و اندرون سفید ، شاید به نوعی بشود گفت دلِ در پی هوا و هوس و آن چه که بدنبال محبت و مودت ائمه می گردد ونمی دانم آن دقیقاً چیست ولی به گمانم همان کل وجود است که اصل خویشتن را به وصال می طلبد ؛ اصل وجودی که چه سیاه بازی ها رویش صورت نگرفته و چه بدرفتاری ها که با آن نشده ! گر چه امیدوارم آغازی بر این نزاع نباشد ولی چه کنم که ناملایمات روزگار وقوع آن را به نوعی اجتناب ناپذیر می کند ؛ و در این نزاع هست که گه سستی و گه کاستیست ولی امید نیز بی فروغ نبوده و به بهره بردن از تابش خورشید به واسطه انوار الهی می اندیشد و همینست نیروی لازم برای پشتیبانی . سخت است وشاید بسیار دشوار و در ظاهر عده ای گویند غیر ممکن ! ولی این عمق خواسته ی ما هست که شدنش را سهل می کند یا بسیار آسان ، لا اقل ممکن . بیاییم با احساس حضور همیشگی خورشید عالمتاب شب های سیاه درون خویش را برهانیم از تباهی ها و هر چه نازیباییست و سعی کنیم اینگونه طرفداری کنیم زیبایی ها را .فرم درخواست شرکت در طرح ختم صلوات گل نرگس 3 همین الان که هنوز تو محرمیم چقدر حرمت این ماه رو داریم و... ؟ نمی دونم شنیدین یا نه ولی چیزی که من شنیدم خیلی جالبه و تلنگریه به هر چه فراموشکار گویا در طالقان خودمون روستایی وجود داره که برای هر روز سال یک یاد آوری از محرم داره و در پی زنده نگه داشتن این واقعه عظیمه! میدونین چه توجیهی برای این کار دارن ؟ <اشاره به واقعه عظیم غدیر خم می کنن و میگن واقعه به آن عظمت با آن همه شاهد چطور در بسیاری از اذهان فراموش شد و مسلمانان دو دسته و بلکه بیشتر از دو دسته شدند و ...اکنون هر روز به یاد احیا کننده اسلام برنامه ای تدارک دیده شده تا نکنه این دین زیبا هم به فراموشی سپرده بشه> خوب حواسمون رو جمع کنیم تا فراموشی نشه یکی از کار های روز مره ما ! عزیزی بیان بسیار زیبایی داشت در مورد هدیه که حیفم اومد سهمی تو نشر اون نداشته باشم: اینکه اگه خواستی به کسی هدیه ای تقدیم کنی چیزی رو برای او ببر که نداشته باشه به بیانی خودمونی تر اگه خواستی بری در خونه کسی چیزی که نداره براش ببر پس اگه خواستی بری در خونه خالق هستی دل شکسته ببر نه تکبر و..... « پيروز نهايي در اين کارزار حق و باطل، جز حق نيست و اين ملت مظلوم و صبور فلسطين است که سرانجام بر دشمن پيروز خواهد شد ... رژيم بيآبروي صهيونيستي از هميشه روسياهتر و برخي رژيمهاي عربي نيز در اين امتحان عجيب، بازنده تتمه آبروي نداشته خودند. وَ سَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ »
|
|